بشیر

فلما ان جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیراً قال الم اقل لکم انی اعلم من الله ما لاتعلمون

فلما ان جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیراً قال الم اقل لکم انی اعلم من الله ما لاتعلمون

فلما ان جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیراً قال الم اقل لکم انی اعلم من الله ما لاتعلمون / یوسف : 96

آخرین نظرات
  • ۲۲ دی ۹۳، ۱۱:۳۵ - انجمن متخصصین کازرون
    جالبه
  • ۲۲ دی ۹۳، ۱۱:۳۵ - بلیان
    ممنون

۱۳ مطلب با موضوع «سخنرانی ها» ثبت شده است



جلال از طلبه های وارسته بود . شاگرد مخصوص آیت الله بهاءالدینی.
ایشان فرموده بودند : امام زمان از من یک یار خواسته بود و من جلال افشار را معرفی کردم !!
بارها شنیده بودیم که می فرمودند : از مزار چلال نور خاصی به سوی آسمان ساعد است !
جلال افشار از پاسداران و مسؤولان عقیدتی سپاه اصفهان بود . سال 58 ازدواج کرد و ثمره این ازدواج دختری بود که در دوران طفولیت پدر را از دست داد . جلال در عملیات رمضان به قافله نور پیوست .

 فرازی از وصیت نامه شهید جلال افشار
 
خدایا تمام دوستانم عاشقانه به سوی تو پر کشیدند و من بی ثمر مانده ام ! خجالت می کشم با تو سخن بگویم ،اما راًفت ومهربانی تو مرا به اینجا کشانده است آخر تو به من همه چیز داده ای ومن برای تو کاری نکرده ام. خدایا نمی دانم چگونه از بندگانت عذر خواهی کنم ؟آیا آنان عذر مرا می پذیرند ؟ آخر آنان گمان می کردند من بنده صالح تو هستم و به همین منوال مرا شرمنده ساختند . اگر حال مرا بنگرند چه می گویند؟ خدایا تو که ظاهرم را نیکو ساختی خباثت باطنم را اصلاح کن . خدایا به بندگانت چه بگویم که هر کدامشان کتاب بزرگی هستند از اندرز و پند. با این حال با زبان قاصر خود می گویم :ای امت بپا خواسته ،قیام خود را حفظ کنید تا قاِِئم دین حق ،فرزند امیرالمومنین(علیه السلام)حجت الله الاعظم (عج الله )بیاید و پرچم توحید را بر فراز قله های جهان به اهتزاز در آورد . به نصیحت ها ،پند هاو فریاد های نائب بر حقش ، این پیرمرد موحد که قلبش برای اسلام می تپد ،گوش فرا دهیدو مو به مو اجرا کنید تا رضایت خدا حاصل شود . مسؤلان محترم مملکت هر کس به تناسب با ظرفیتش به کارهای اجرایی بگمارند ،به فرهنگ جامعه بیش از هر چیز توجه شود به سپاه این بازوی مسلح امام بیش ازیش برسید و بر رشد معنوی فرهنگی آن بیشتر تکیه کنید .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۵۱
مجتبی صدیق منش
اعمال شب اول ماه رجب
امام موسی کاظم(ع) در حدیثی در باب اهمیت ماه «رجب‌المرجب» فرمودند: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور شود و هر کس ۳ روز از آن را روزه بگیرد، بهشت بر او واجب می‌شود. در اهمیت این ماه همین بس که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهى که حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌شود و غضب الهى از او دور می‌شود و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته شود. امام موسی کاظم(ع) در یک روایتی در باب اهمیت ماه رجب‌المرجب فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه بگیرد، بهشت بر او واجب می‌شود، همچنین فرمود: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است، هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد، البته از آن نهر بیاشامد. برای این ماه خدا اعمال مختلفی ذکر شده است که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود: عکس ماه رجب ، عکس و پوستر های ویژه حلول ماه مبارک رجب و لیله الرغائب ، عکس و پوستر های ویژه حلول ماه مبارک رجب ، پوستر های ماه رجب ، عکس های ماه رجب ، عکس و پوستر ماه رجب ، عکس های ماه رجب ، تصاویر ماه رجب ، والپیپرهای ماه رجب ، والپیپر ماه رجب ، والپیپر لیله الرغائب ، پوستر لیله الرغایب ، لیله الرغایب ، ماه رجب ، پوستر ماه رجب و لیله الرغائب ، بنر دعای ماه رجب ، دعای ماه رجب ، بروشور آماده ، پوستر مذهبی ، طرح بنر ، عکس دعای ماه رجب ، دانلود پوستر رجب ، دانلود عکس ماه رجب ، دانلود پوسترهای زیبای ماه رجب ، اعتکاف ، عکس های اعتکاف ، اعتکاف 91 ، تصاویر مراسم اعتکاف ، عکس اعتکاف ، دانلود اعتکاف ، دعای ماه رجب با ترجمه فارسی ، دعای ماه رجب ، عکس دعای ماه رجب ،
اعمال شب اول ماه رجب
 1- از رسول خدا(ص) نقل شده است که به هنگام رؤیت هلال ماه رجب، این دعا را مى‌خواند: «اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاْمْنِ وَالاْیمانِ وَالسَّلامَةِ وَالاْسْلامِ رَبّى وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ»؛ خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام نو کن، پروردگار من و پروردگار تو (اى ماه) خداى عزوجل است و همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتى هلال ماه رجب را مى‌دید، مى‌فرمود: «اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَشَعْبانَ، وَبَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَاَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَالْقِیامِ، وَحِفْظِ اللِّسانِ، وَغَضِّ الْبَصَرِ، وَلا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَالْعَطَشَ»؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده براى گرفتن روزه و شب زنده‌دارى و نگهدارى زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار مده.
2- غسل کردن: سیّد بن طاووس مى‌گوید در کتب «عبادات» روایتى از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: هر کس ماه رجب را درک کند و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزى که از مادر متولد شده، از گناهان خارج شود (و پاک شود).
 3- زیارت امام حسین(ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.
 4- بعد از نماز مغرب، ۲۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند، رسول خدا(ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده‌اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.
 5- بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به ‌جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «توحید» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره‌هاى «حمد»، «الم نشرح»، «توحید» و «معوّذتین» (سوره‌هاى ناس و فلق) را یک‌ بار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد، رسول اکرم(ص) فرمود: کسى که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را مى‌آمرزد و از گناه پاک مى‌شود.
 6- ۳۰ رکعت نماز بخواند، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «کافرون» و سه مرتبه «توحید» را بخواند. در روایتى رسول خدا(ص) فرمود: هر مرد و زن مؤمنى چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وى را مى‌آمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» مى‌نویسد و از نفاق پاک مى‌شود.
7- احیاى شب اول ماه رجب: شیخ طوسى در «مصباح المتهجّد» از امام صادق(ع) از جدش از امیرمؤمنان على(ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شب‌هاى سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان، در حدیثى دیگر، از امام صادق(ع) نقل شده است که «تا مى‌توانى بر احیاى شب‌هاى عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن. 8- خواندن دعایى که از امام جواد(ع) نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّى لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتى»
*اعمال روز اول رجب
 1- روزه: روایت شده که حضرت نوح(ع) در این روز به کشتى سوار شد و به کسانى که همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور شود . 2-غسل
3- زیارت امام حسین(ع): از امام جعفر صادق(ع) روایت شده است که هر کس امام حسین(ع) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد.
*اعمال مشترک این ماه
 این اعمال که مخصوص روز معینى نیست، بلکه در تمام ماه انجام مى‌شود، بسیار است؛ از جمله:
1- در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند: «یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ، اللّـهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ، وَرَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ محمد، واَنْ تَقْضِىَ حَوائِجى لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ».
2- همچنین رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَأَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌اى بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد، همچنین ایشان فرمود: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند براى او حسنات فراوانى مى‌نویسد. در روایتى آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، ۷۰ مرتبه و شبانگاه نیز ۷۰ مرتبه بگویداَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَأَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دست‌ها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْلی وَ تُبْ عَلَىَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضى خواهد بود...».
3- در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وى را بیامرزد.
4- سیّد بن طاووس در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «توحید» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا(ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «توحید» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند، همچنین آن حضرت براى هزار بار خواندن سوره «توحید» در این ماه و حتى صد بار نیز پاداش زیادى ذکر کرد.
5- در روایتى از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول صد مرتبه «آیة‌الکرسى» بخواند و در رکعت دوم دویست مرتبه «توحید»، پیش از مردن جاى خود را در بهشت مى‌بیند و یا دیگرى جاى او را ببیند (و براى او توصیف کند)». 6- دعایی را که از امام صادق(ع) روایت شده، خوانده شود: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَأَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَخَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَفَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَنَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَرِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَحِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَسَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَاغْفِرْلِى یَوْمَ الدِّینِ».


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۳۸
مجتبی صدیق منش
بسم رب الشهدا و صدیقین محمد مسرورمحمد جان سلام سلامی که فقط مرا مثل شمع آب می کند و در تاریکی و تنهایی خودم به فروغ می نشاند . نمی دانم در فراق تو چه بنویسم . نمی دانم چگونه بنویسم ؛ وقتی دیدم این چنین بال گشودی و درآغوش امام زمانت آرمیدی ؛ وقتی دیدم عاشقان خدا اطرافت را گرفته و با یاد تو به امام شهیدشان وصل می شوند. وقتی دیدم چگونه به تابوت تو تبرک می جویند و شفاعت را از تو طلب می کردند. محمد جان همین قدر فهمیدم که لیاقت دوستی با تو را نداشتم ؛ به خاطر اینکه هر چند با تو بودم اما اصلا تورا نشناختم . اگر چه با ما بودی اما دلت جای دیگری بود. هرچند با ما حرف می زدی اما گویی شنونده تو کسی دیگری بود. محمدجان بدان که بیش از همیشه به خودم و شیعه و ایرانی بودنم بالیدم هنگامی که شهدا و جانبازان این عملیات را در بیمارستان بقیه الله تهران از نزدیک زیارت کردم ؛ و روحیه پولادین آنها را دیدم. • بیش از همیشه دل تنگ روزهای دفاع مقدس شدم؛ هنگامی که این مجاهدین راه خدا را دیدم و حکایت غیرتمندی وقیچی شدن بچه ها را از زبان خودشان شنیدم محمد جان • بیش از همیشه خون سرخ حسینی در رگهایم به جوش آمد وقتی با خنده حکایت مردانگی رزمندگان اسلام و خاری و زبونی تکفیریهای صهیونی را بی واسطه شنیدم. • بیش از همیشه غربت و بغض گلویم را فشار داد وقتی با آنها صحبت کردم و با اینکه غرق در خون بودند ؛ سخن ازوظیفه الهی و محافظت از حریم اهل بیت و انقلاب اسلامی و حرم حضرت زینب سلام الله علیها،در آن سوی مرزها گفتند. اما من ... • بیش از همه جلو آنها شرمنده و در پیشگاه خدا و امام زمان و شهدا خجالت زده شدم وقتی پچ پچ بعضی ها پشت سر این مجاهدان حقیقی که با خون خود صداقت خود را بر همگان اثبات کردند ؛ را می شنیدم • بیش از همیشه دلتنگ رفتن شدم وقتی پیکر غرق به خون بهترین دوستم و عزیزم محمد مسرور همان طلبه و سرباز ناز امام زمان را روی دستان ملائک می دیدم که چگونه با افتخار به بهشت می بردند • بیش از همیشه برق نگاهش و خون سرخش جانم را آتش زد وقتی از همرزمش شنیدم تک تیر انداز با آن تفنگ دوربین دارش منتهی الیه گردن محمد را نشانه رفته بود. • خدایا از ما بپذیر که جز تو هیچ کس را نداریم. • خدایا خیلی بیشتر از همیشه دلتنگم .از تو می خواهم نگذاری این دلتنگی زیاد طول بکشد و این حسرت تا ابد بر دل ما بماند . خدایا نگذار نگذار و نگذار... نویسنده: مجتبی صدیق منش


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۳۲
مجتبی صدیق منش



           نتیجه تصویری برای حضرت زهرا سلام الله علیها                           

فهرست مختصری از آیاتی که قطعا حضرت زهرا به اتفاق همه جز مصداقهای کامل آنها بوده

هر چند آیات بسیار دیگری هم هست که در احادیث متعدد آورده شده انشا الله در آینده آورده می شود

سورة الکوثر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ(1)
فَصَلّ‏ِ لِرَبِّکَ وَ انحَْرْ(2)
إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْترَُ(3)


-------------------------------------------------------------------------------------------------------

وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبىَ‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا اسرا 26
------------------------------------------------------------------------------------------

فََاتِ ذَا الْقُرْبىَ‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ  ذَالِکَ خَیرٌْ لِّلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ  وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(38) روم

----------------------------------------------------------------------------------------------
ذَالِکَ الَّذِى یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ  قُل لَّا أَسَْلُکمُ‏ْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فىِ الْقُرْبىَ‏  وَ مَن یَقْترَِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ(23)
شوری
--------------------------------------------------------------------------------------------
فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْکَذِبِینَ(61)آل عمران
--------------------------------------------------------------------------------------------
وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا(8)
إِنمََّا نُطْعِمُکمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا(9)انسان
----------------------------------------------------------------------------------------------
سورة القدر 

بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْرِ(1)
وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ(2)
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ(3)




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۰۱
مجتبی صدیق منش

}من پادشاه نیستم....‎ …….داداشی
           
   
خوندنش 5 دقیقه هم طول نمیکشه. ولی 5 دقیقه بابرکتیه

من پادشاه نیستم

من پسر زنی هستم که با دست هایش از بزها شیر می دوشید»؛ این را به عرب بیابانی گفت. عرب بیابانی از هیبت پیامبری که همة قبایل به او ایمان آورده بودند؛ لکنت گرفته بود. آمده بود جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بودند. رسول الله از جایش بلند شده بود؛ آمده بود نزدیک و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ؛ آن طور که تنش تن او را لمس کند و در گوشش گفته بود: «من برادر توام؛ اَنَا اَخوکُ». گفته بود فکر می کنی من کی ام؟ فکر می کنی پادشاهم؟ نه، من از آن سلطان ها که خیال می کنی نیستم.
«من اصلاً پادشاه نیستم؛ لَیسَ بَمَلکٍ». من محمدم؛ پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آنها آمده ای. «من پسر زنی هستم که با دست هایش از بزها شیر می دوشید»؛ حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. حرف دایة صحرانشینش را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد. آخرش هم دست گذاشته بود روی شانة او و گفته بود: «هَوِنٌ علیک؛ آسان بگیر»؛ من برادرتم. مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید؛ «عجب برادری دارم».
**
راستی هم عجب برادری بود؛ یک برادر با کارهای عجیب و غریب؛ مثل دوست های خجالتی؛ از آنها که صداشان در نمی آید. داشت می رفت مسجد؛ تو کوچه یک یهودی جلویش را گرفت و گفت: «من از تو طلبکارم؛ همین الان باید طلبم را بدهی». رسول الله گفت: «اول این که از من طلبکار نیستی و همین طوری داری این را می گویی؛ دوم هم این که من پول همراهم نیست؛ بگذار رد شوم». یهودی گفت: «یک قدم هم نمی گذارم جلو بروی». رسول الله گفت: «درست نگاهم کن؛ تو از من طلبکار نیستی»؛ ولی یهودی همین طور یکی به دو کرد و بعد هم با حضرت گلاویز شد. کوچه خلوت بود و کسی رد نمی شد که بیاید کمک. مردم دیدند پیامبر برای نماز نرسید؛ آمدند پی اش؛ دیدند یهودی ردای پیغمبر را لوله کرده، دور گردن حضرت پیچانده و طوری می کشد که پوست گردن او قرمز شده، تا آمدند کاری کنند، از دور بهشان اشاره کرد که نیایید؛ گفت: «من خودم می دانم با رفیقم چه بکنم». رفیقش؛ منظورش همین رفیقی بود که با ردا او را می کشاند. چشمشان افتاد در چشم هم؛ یهودی گفت: «بهت ایمان آوردم؛ با این بزرگواری، تو بی تردید، پیغمبری».
**
بعضی وقت ها یک جوری با مردم راه می آمد که مردم سر به سرش می گذاشتند. قرآن می گوید: مردم به او می گفتند: «زودباور» است؛ حالا حتی تعبیرشان یک ذره از این هم تندتر بود؛ فکر می کردند مثلاً خودشان زرنگ ترند؛ (وَ یَقوُلونَ هُو أُذُن، قُلْ اُذُنُ خَیْرٌ لَکُمْ).1 این «اُذُن»، یک معنی این جوری می دهد. از آن طرف نامه می فرستاد به دربار خسرو پرویز و قیصر که بیایید تسلیم من شوید و آب هم تو دلش تکان نمی خورد و از این طرف مردم می آمدند خانة او؛ ناهار می ماندند و بعد از ناهار هم می نشستند برای خودشان گپ می زدند؛ اصلاً هم حواسشان نبود که این پیغمبر است و از حرف بیخودی اذیت می شود. آن وقت نمی گفت به اینها: «برید خونه تون». جوری شد که خدا دخالت کرد و آیه نازل شد؛ «مردم! این پیغمبر من، دارد اذیت می شود؛ خودش حیا می کند بگوید؛ من به شما می گویم» إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اللَّهُ لا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ.2
**
یک دوست عجیب غریب، از آنها که توی دوستی حساب کتاب هم نمی کنند. دیده یکی محتاج است؛ تنها ردایش را هم بخشیده، حالا نشسته توی خانه و نمی تواند آن طور بیاید مسجد. خداست که دوباره عتابش می کند (وَلا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْط)؛3 «دیگر نگفتم که همة دستت را باز کن؛ طوری که برای خودت هیچی نماند». این چه جور دلی است که تو داری؟
**
دل رهبر جامعه، طاقت گریة کودکی را ندارد. سر نماز، صدای گریة بچه می آید؛ نماز را تند می کند و رکوع و سجود را
کوتاه؛ سریع تمامش می کند؛ تا مادر بچه او را بغل کند. به مردم حیرت زده هم می گوید: «خوب، بچه گریه می کرد دیگر».
**
یک دوست عجیب غریب که آن قدر برای دوست هایش دل می سوزاند که نزدیک است کار دست خودش بدهد؛ نزدیک است جان از تنش در بیاید. باز خداست که باید موعظه کند؛ «تو قرار بود به گمراهی این مردم دل بسوزانی؛ به راهشان بیاوری؛ ولی قرار نبود دیگر از فکر اینها خودت را هلاک کنی» (فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً)؛4 تو قرار بود اینها را بیاوری توی راه؛ ولی از قرار هم رفتی آن طرف تر و داری حرص می زنی. پیغمبر و حرص؟ حرص می زنی گم شده ها را برگردانی به راه (حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ).5
**
عتاب ها فایده ای نداشت؟ جنس دل که عوض نمی شود. وسط جنگ احد، همان جا که مردم گلوگاهی را که سپرده بود مراقبت کنند، رها کردند و تنهاش گذاشته بودند، پیشانی و دندانش را شکستند، همان جا توی همان حال، دلش شور می زند که نکند خدا اینها را نبخشد. همان جا دست بلند می کرد؛ خدایا! «قوم مرا هدایت کن؛ اینها نمی دانند» اَللّهُمَّ اهْدِ قوُمی فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُون »
**
از همه قشنگ تر، حال و روز او را علی توصیف می کند. علی می گوید: «رسول الله، یک طبیب دوره گرد بود»؛ دلش نمی آمد
که خیلی با ابهت بنشیند آن بالا و مریض ها شرفیاب حضور بشوند؛ لوازم معالجه اش را برمی داشت راه می افتاد دور شهر؛ پی مریض ها. (طَبیبٌ دَوّارٌ بِطّبِه).6
چی با خودش برمی داشت؟ یک دستش «مرهم» می گرفت؛ یک دستش «وَسَم»؛ برای آنها که فقط زخم داشتند، مرهم می گذاشت؛ ولی بعضی ها، دمل های چرکی داشتند؛ باید جراحی هم می کرد؛ «وسم»، مال همین کار بود. وسم، یعنی داغ هایی که در قدیم برای شکافتن استفاده می کردند؛ جراحی سرپایی.
علی می گوید: «مرهم هایش کاری بودند؛ اثر داشتند (أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ)7؛ وسم هایش هم حسابی بودند (وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ).8
**
اول فکر کردم از همه قشنگ تر را علی گفته؛ ولی الان یک جملة حتی قشنگ تر هم یادم آمد که درست همین حال را بگوید؛ آن هم توصیف خداست از او؛ «یک رسولی آمده سراغتان که تحمل رنج شما برایش سخت است» (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ).9 آخرش هم تقصیر همین دلش شد که در آن روایت گفت: «هیچ پیامبری به اندازة من سختی نکشید». حساب دو دو تایی اگر بخواهی بکنی، نسبت به بقیة پیغمبرها خیلی هم اوضاع برای او سخت نبود. در طائف، سنگش زدند. در اُحد هم پیشانی و دندانش را شکستند. بقیه هم از این جور مصیبت ها داشته اند؛ ولی از حساب دو دو تایی که بزنیم بیرون، اگر حواست به حرف خدا باشد که «رنج های شما، برای او گران تمام می شود، طاقتش را می برد». این جوری اگر چرتکه بیندازی، راستی هم چقدر سختی کشیده! اندازة نادانی و غل و زنجیرهایی که همة ما به خودمان بسته ایم اگر بخواهد رنج بکشد، اگر حرص بزند که ما را به راه بیاورد، واقعاً هم چه کارش سخت است.
**
آخرش این که خدا داشت تماشایش می کرد و بعد گفت: «چه اخلاق شگرفی داری»   (إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ).10  انگار که از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد... .

پی نوشت:
1. توبه، آیة 61.
2. احزاب، آیة 53.
3. اسراء، آیة 29.
4. کهف، آیة 6.
5. توبه، آیة 128.
6. نهج البلاغه، خطبة 108.
7. همان.
8. همان.
9. توبه، آیة 128.
10. قلم، آیة 4.
   
 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۲۱
مجتبی صدیق منش
نماینده طلاب و فضلای کازرون و نورآباد: وقتی از نیروهای مومن و بومی غفلت می‌کنیم شکست خود را رقم می‌زنیم آیه شریفه به همه مسوولین فرهنگی و دلسوزان انقلاب می‌فهماند که در راه رسالت‌های الهی‌تان پس از خدا به نیروهای خودی و پتانسیل‌های نهفته در میان خود تکیه کنید که همین‌ها برای شما کافی است. وی افزود این آیه به این معناست که بسیاری از افرادی که معمولاً به چشم مسوولین نمی‌آیند ذخیره‌های خدا برای پیشبرد رسالت‌های الهی محسوب می‌شوند. به گزارش کازرون نما؛ دومین جلسه از دوره جدید مجمع طلاب و فضلای کازرونی مقیم قم با حضور طلاب و روحانیون کازرونی، نمایندگان آنها و امام جمعه شهرستان برگزار شد. در آغاز این نشست صمیمی حجت الاسلام صدیق‌منش (نماینده طلاب کازرون و نورآباد) به بیان جایگاه یاوران پیامبر در قرآن پرداخت و پس از آن به نقش مؤثر طلاب و طلایه‌داران فرهنگ اسلام ناب محمدی در پیش برد فرهنگ اسلامی در سالی که به نام فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری شده پرداخت. وی ضمن اشاره به آیه 64 از سوره مبارکه انفال گفت: خداوند متعال در این آیه به پیامبر خویش می‌فرماید: «یَأَیهُّا النَّبىِ‏ُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ: ای پیامبر و نبی ما! در پیشبرد این رسالت سنگین و وظیفه جهانی که ما بر عهده تو گذاشته ایم خدا و یاران مومنت برای شما کافی است.» حجت الاسلام صدیق‌منش در ادمه افزود: این آیه شریفه به همه مسوولین فرهنگی و دلسوزان انقلاب می‌فهماند که در راه رسالت‌های الهی‌تان پس از خدا به نیروهای خودی و پتانسیل‌های نهفته در میان خود تکیه کنید که همین‌ها برای شما کافی است. وی افزود این آیه به این معناست که بسیاری از افرادی که معمولاً به چشم مسوولین نمی‌آیند ذخیره‌های خدا برای پیشبرد رسالت‌های الهی محسوب می‌شوند. نماینده طلاب و فضلای کازرون و نورآباد در ادامه افزود: ما از همان لحظه‌ای که از یاران و نیروهای بومی خود غفلت می‌کنیم و چشم به دستان دیگران می‌دوزیم شکست خود را رقم می‌زنیم. وی در ادامه افزود: توجه به نیروهای مؤمن شهرستان از یک طرف نوعی پرورش نیروهای بومی و اجر نهادن به زحمات آنها محسوب می‌شود و از طرف دیگر تشویق دیگران به گام نهادن در این راه آسمانی است. حجه السلام جعفری دیگر نماینده‌ی طلاب و فضلای کازرون و نورآباد نیز به بیان برخی درخواست‌ها و مطالبات طلاب پرداخت و از بخشی از کارهای انجام شده توسط نمایندگان طلاب برای پویایی هرچه بیشتر این قشر فرهیخته گزارش داد. در ادامه‌ی این نشست طلاب و فضلای کازرونی مقیم قم به بیان دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود پرداختند. در پایان جلسه حجه الاسلام خرسند به سوالات و دغدغه‌های حاضران پاسخ داد.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۳ ، ۱۰:۴۸
مجتبی صدیق منش

من با زندگی ساده و شرافتمند توام با فقر و قناعت خو گرفته ام و چون آمیخته به ریا و تصنع نیست، آن را محبوب و لذت بخش می شمارم و معتقد هستم که بهترین لذات جهان هستی، راحتی روح و آسایش وجدان است.
میرزا کوچک خان جنگلی، پیش از آنکه در 11آذرماه 92سال قبل کشته شود و دربار رضاخان با سر بریده او عکس بگیرند، به خانه مراجعت کرد تا برای آخرین بار همسرش را ملاقات کند.

به گزارش مجله مهر، جریان آخرین دیدار میرزا و همسرش را ابراهیم فخرایى در کتاب سردار جنگل، از قول یکى از نزدیکان میرزا که در خانه میرزا حضور داشت این طور روایت می کند:

اوضاع مان از همه جهات مغشوش و نا معلوم است. خطر از همه سو احاطه مان نموده و در معرض طوفان حوادث قرار گرفته ایم. جریانات آینده بقدر کفایت مبهم و تاریک به نظر می رسد و امکان این هست که باز تاریک تر شود و تو گناهی نداری جز اینکه همسر من هستی و سزاوار نیست بی سرپرست و بلاتکلیف بمانی و زندگی ات سیاه و تباه شود یا خدای نکرده در معرض خطر قرار بگیرد. در حقیقت حیف است که هنوز از گلستان زندگی گلی نچیده دچار خزان حوادث شوی و از طراوت و جوانی ات بی بهره بمانی در حالی که (طلاق) حلال همه ی این مشکلات است و تو بعد از طلاق به حکم شرع و عرف مجاز خواهی بود شالوده نوینی را برای زندگی آینده ات بریزی.

همسرش گفت من این پیشنهاد را نمی پذیرم. زیرا مایل نیستم به پیمان شکنی و بی وفائی متهم شوم، قبول این تکلیف در حقیقت به معنی تن در دادن به ملامت ها و سرزنش های مردم است. من اگر این پیشنهاد را بپذیرم مردم به من چه خواهند گفت. آیا نمی گویند هنگام خوشی و اقبال روزگار، با شوهرش انباز بود اما زمان بروز مصیبت ناسازگار گشته است؟

نه نه – تسلیم به چنین امری به من گوارا نیست. من زن بی حقوقی نیستم و تو را هنوز روی پله شهرت و افتخار می بینم. درست است که بین زنان، افراد هوس باز و پیمان شکن نیز یافت می شوند لیکن اکثریت با افراد باگذشت و با حقیقت و با شخصیت است که لوح ضمیرشان از وسوسه های شیطانی پاک و منزه است من که به مراتب از فرزانگی ات آگاهم از آنچه بر من گذشته است تاسفی ندارم و به آنچه به من وارد خواهد شد نیز راضی هستم زیرا به خدای عادل رئوف توکل دارم و همه پستی ها و بلندی ها و تحولات را از سرچشمه مشیت او می نگرم.

من با زندگی ساده و شرافتمند توام با فقر و قناعت خو گرفته ام و چون آمیخته به ریا و تصنع نیست، آن را محبوب و لذت بخش می شمارم و معتقد هستم که بهترین لذات جهان هستی، راحتی روح و آسایش وجدان است.

تو اگر زنده بمانی خدای بزرگ را سپاسگزار خواهم بود از اینکه به کالبدم روح تازه دمیده است و اگر از پای در آئی که طلاق خدایی خود به خود جاری شده است- با این همه محال است به پیوند دیگری در آیم و شخص دیگری را به همسری برگزینم و مطمئن خواهی بود که عهد خود را تا لب گور ادامه خواهم داد { این را گفت و های های گریست و اشک از دیدگانش جاری شد }.

میرزا از این حالت همسرش، سخت منقلب و متاثر گردید و از او پوزش طلبید و شخصیت و نجابتش را ستود و گفت: درس ادب و انسانیت را باید از طبقه شما آموخت زیرا روح و قلبتان از درک حقایق زندگی سرشار است. من زنی به نجابت و سلامت نفس و قدرت فهم و درایت تو کمتر دیده ام با اینکه دهقان زاده ای بیش نیستی معهذا می بینم که در خلال گفته هایت حقایق غیرقابل انکاری نهفته است.

از اینکه وضع مادی ام اجازه نداد که یک زندگی آسوده ای مطابق شانت فراهم کنم شرمنده ام و از اینکه در شدائد روزگار و دشواری های وارده بر من همچون کوه ثابت و پایدار مانده و با این همه، ذره ای از غم خواری و مهر و محبتت نکاست از تو سپاسگذارم . معنی همسر و شریک همین است نه آنچه به دروغ بعضی ها ادعا می کنند، چه بسا زنان محیلی که به غلط و از روی خودستائی متظاهر به صفاتی می شوند که از آنها به کلی عاری اند و چه بسا زنان پارسائی که با داشتن همه ی سجایای اخلاقی ادعائی ندارند و لب از لب نمی گشایند. من تو را به نام یک زن شرافتمند و انسانی که در درجه کمال است می ستایم و از داشتن چون تو همسری که حقایق زندگی را با همان مقدار شعور دهقانی اش درک می کند به خود می بالم. شاید این هم جزء مشیت الهی باشد که امید و آرزوهای چندین ساله ام زیر تلی از حوادث و آلام زندگی مدفون شوند ولی این آخرین کلام را باید بدانی که چون همسرت دزد نبود لاجرم از مال دنیا نیز چیزی نیاندوخت خیلی چیزها درحقم گفته اند اما تو که از همسرت حتی برای روزگار نامعلوم و ابهام آمیز آینده ات کوچکترین ذخیره ای دراختیار نداری بهتر از هرکس دیگر می توانی درباره ام قضاوت کنی من از تو راضی ام که هیچگاه من را مورد مواخذه و سرزنش درباره آن چه نداشته ام قرار نداده ای و از خدای بزرگ خواهانم که از این بزرگواری و کف نفس که مظهر تقوی و فضیلت است از تو راضی باشد تنها چیزی که از دارائی دنیا در اختیار دارم یک ساعت طلا است که یادگار هدیه انور پاشا است من اینک آن را به تو می بخشم که هر وقت زنگ ش به صدا در آمد به خاطرات گذشته رجوع کنی و همسر آزرده و حسرت بر دل مانده را به یاد آوری!

این را گفت و با چشمانی اشک آلوده از همسرش خداحافظی کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۳ ، ۱۰:۵۷
مجتبی صدیق منش

ایه تبلیغ شیعه یا سنی

بسم الله الرحمن الرحیم

نقاط مشترک بین شیعه و سنی  درباره ایه 67 سوره مائده

 

* یَأَیهُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ  وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  وَ

 اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ  إِنَّ اللَّهَ لَا یهَدِى الْقَوْمَ الْکَافِرِینَّ[1]

1-  اتفاق در زمان نزول 

 الف - سوره مائده آخرین سوره های نازل شده بوده و مدنی می باشد

ب -  انرا پس از سوره فتح  و یک صد و سیزدهمین سوده نازل شده بر پیامبر می دانند

ج - اهل تسنن روایاتی نقل می کنند که پپام انها این است که « در این سوره نسخی صورت نگرفته بنابراین حلال آن را حلال و حراممش راحرام بدانید »

د- هیج کس از فریقین نگفته آیه مورد بحث از سوره دیگر یا از جمله سوره های مکی می باشد بلکه قول صحیح را در این می دانند که این ایه مدنی و جزو آخرین آیات نازله بر رسول خداست فقط برخی احتمال تکرار در نزول را داده اند [2]                                                                                              

2- اتفاق در تعیین مورد نزول آیه از ناحیه اهل بیت و صحابه  

  درباره « ما انزل الیک » که به صورت مجمل امده است روایات اهل بیت بدون استثنا بر این قول متفق اند که آنچه بر حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم نازل شده  مأمور به ابلاغ آن بوده اند ولایت امام علی است

آن دسته از احادیث اهل سنت نیز که در مقام بیان معنای این تعبیر و مورد نزول آیه هستنند ، بدون استثنا در همین مورد است این احادیث از صحابه همچون : ابو سعید خدری ، عبد الله بن مسعود ، عبد الله بن عباس و ... بیان شده است البته قول دیگری هم به ابن عباس نسبت می دهند که به لحاظ سند ضعف جدی دارد . [3]   

۳- تحلیل یکسان از  شرط و جزا در ایه

تمام مفسران شیعه و سنی می گویند باید شرط و جزا در این آیه را به گونه ای معنا کرد که لغو و بیهوده گویی در کلام خدا پدید نیاید لذا شیعه می گوید حکم ولایت امام علی که حضرت رسول مأمور به ابلاغ ان بودند به حدی اهمیت داشت که اگرابلاغ نمی شد گویی اصل دین و تمام گزاره های ان ابلاغ نشده بود؛ از این رو خداوند با این تعبیر اهمیت مسأله را بیان فرموده اند . اما اهل تسنن می گویند مراد از این شرط و جزا این است که اگر پیامبر خدا در تبلیغ برخی از تمام انچه برایشان نازل شده کوتاهی کنند و ان را نرساند گویی همه را نرسانده اند مثل اینکه درسوره مائده آیه 32 می فرماید «...مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرْ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فىِ الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا...» اگر یک نفر را بکشی گویا همه را کشته ای .[1]

نکته قابل توجه انکه ازآنجا که اهل سنت شأن نزولی برای آیه در نظر نمی گیرند و آیه را به طور کلی معنا می کنند لذا می توان بین نظر شیعه و اهل سنت نقطه پیوندی پیدا کرد و آن اینکه اعلام ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام می تواند به عنوان یک مصداق قابل اعتنا باشد.



[1] - همان ص 175

۴- دل نگرانی و بیم رسول خدا از ابلاغ پیام مورد نظر

سبک و سیاق آیه نشان می دهد حضرت رسول مأمور به ابلاغ پیامی بودند که نوعی نگرانی و بیم دردل ایشان ایجاد می کرد از این رو خداوند وعده به حفظ داده می فرماید:  « وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ »

هر چند فرقین نقاط مشترک متعددی در تفسیر این آیه دارند لیکن در تعیین آنچه که بر پیامبر خدا نازل شده و در این آیه مأمور به تبلیغ آن بوده دچار اختلاف نظرند تهدید خداوند از یک سو و وعده برای حقظ پیامبر از سوی دیگر ، به اهمیت بررسی مورد نزول آیه افزوده است . از نظر شیعه این آیه از ادله نصب امامت به شمارمی آید چون آنچه بر پیامبر در این آیه نازل شده ، ابلاغ ولایت و رهبری امام علی علیه السلام است ؛ لیکن اکثر اهل سنت مورد نزول مشخصی برای آیه نقل نکرده اند ؛ هر چند انان روایاتی که در منابع خود اهل سنت درباره ابلاغ ولایت امام علی است راانکار نمی کنند حتی آن رایکی از موارد نزول همین آیه به شمار می اورند[1]



[1] -  کتاب تفسیر تطبیقی ص 161

 

[1] - 67/ مائده

[2] - فتح الله نجارزادگان کتاب تفسیر تطبیقی ص 171

[3] - همان ص 173

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۳۳
مجتبی صدیق منش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۲ ، ۱۵:۳۸
مجتبی صدیق منش

 گوشه ای از فضیلت زیارت امام حسین علیه :


فضیلت زیارت امام حسین «علیه‌السّلام» بسیار بیشتر از آن است که در این مختصر ذکر شود و چه بسا بسیار بیشتر از آن است که در فهم ما بگنجد. ولی ذکر چندین مورد از آن اشتیاق زیارت آن حضرت را در دل بیشتر و بیشتر می‌کند :

زائر امام حسین «علیه‌السّلام» قدم به قدم اجر می‌‌برد!

زائر امام حسین «علیه‌السّلام» از همان ابتدا که قصد زیارت می‌کند تا زمانی که از زیارت بازمی‌گردد و حتّی تا سالها بعد از آن و تا هنگام وفات، اجر و ثواب می‌برد که به شرح گوشه‌ای از آن می‌پردازیم:

ثواب قصد کردن زیارت امام حسین «علیه‌السّلام»

امام صادق «علیه‌السّلام» می‌فرمایند: «به درستی که خداوند تعالی ملائکه‌ ای دارد که به قبر امام حسین «علیه‌السّلام» موکّلند، پس زمانی که شخص زائر قصد زیارت او را کرد، خدای تعالی گناهانش را به او می‌‌بخشد و زمانی که به راه افتاد و قدم گذاشت آنها را محو می‌فرماید، پس از آنکه قدم می‌گذارد حسنات او را مضاعف می‌فرمایند، پس به همین صورت (حسنات او را)) مضاعف می‌کنند تا اینکه به مقامی می‌رسد که بهشت از برای او واجب می‌شود(وسائل المحبّین ص280.)

ثواب آماده کردن‌وسایل سفر زیارت امام حسین «علیه‌السلام»

در روایات آمده: «زمانی که شخصی مشغول آماده کردن وسایل سفر زیارت می‌شود، اهل آسمانها او را مدد می‌‌‌‌کنند

ثواب کسی‌که به قصد زیارت امام حسین «علیه‌السّلام» به راه می‌افتد!

در روایت آمده: «زمانی که مشغول راه رفتن شد، قدمش را (روی چیزی) نمی‌‌گذارد مگر اینکه آن چیز برایش دعا می‌کند، پس هرگاه با پای پیاده رود هر قدمی که برمی‌دارد هزار حسنه در نامة عمل او می‌نویسند و اگر به کشتی سوار شده پس هر وقت که کشتی منقلب شده و حرکت کند به آنها ندا می‌شود: «آگاه باشید که پاکیزه شدید و بهشت برای شما پاکیزه شده»واگر سواره می‌رود به‌هردستی‌که‌دابة‌اوبرمی‌‌دارد،هزارحسنه می‌نویسند (وسائل المحبین ص281.)

ثواب‌کسی‌که‌در راه‌زیارت‌امام حسین «علیه‌السّلام» آفتاب بر او بتابد!

امام صادق «علیه‌السّلام» می‌فرمایند: «(آفتاب) گناهانش را می‌خورد و محو می‌کند چنانکه آتش هیزم را می‌خورد

ثواب عرق کردن در راه زیارت امام حسین «علیه‌السّلام»

اگر زائر امام حسین «علیه‌السّلام» از شدّت گرمی هوا و یا زحمت راه قطره‌ای عرق بریزد، چنان اجری می‌برد که قابل توصیف نیست. در روایت بسیار معتبری از امام صادق «علیه‌السّلام» آمده:

«به درستی که از عرق زوّار امام حسین «علیه‌السّلام» خلق می‌شود از هر قطره‌اش هفتاد هزار ملک که همه خدا را تسبیح می‌کنند و برای زوّار امام حسین «علیه‌السّلام
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۱۱:۰۱
مجتبی صدیق منش